ناصر الدين شاه قاجار

25

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

امروز بايد بدودهك برويم و چهار فرسنگ راه است صبح برخاسته آمديم بيرون كه سوار شويم ديديم از آنجائى كه ديروز كالسكه پائين نمىآمد راه ديگرى پيدا كرده كالسكهء ما را آورده‌اند تا دم سراپرده سوار كالسكه شده يكدو جا برودخانه زديم و افتاديم بكوچه باغهاى قلعه نيزار از دو سه كوچه باغ گذشته افتاديم براهى كه ديروز باينجا آمده بوديم و دور زده تا افتاديم به راه دودهك كه از جلگه رو بجنوب ميرفت اين صحرا خيلى خوب صحرائى است بوته‌زار است باد خنكى هم امروز متّصل ميوزد امّا چون از عقب سر ميآيد گرد و خاك خيلى اذيّت كرد قدرى كه رفتيم مزرعهء ديده شد كه حاجىآباد مىگفتند بعضى درخت مو و معدودى اشجار ديگر هم داشت مال حسينعلى خان سرهنگ فوج خلج است قدرى پائين‌تر از حاجىآباد دهى است در كنار رودخانه امام‌زادهء هم دارد اسمش ساره خاتونست و ده هم باسم همين امام‌زاده موسوم است رودخانه قم هم همه جا بفاصلهء كمى از جادّه در طرف دست راست راه واقع است آنطرف رودخانه بفاصلهء دو ميدان راه قريهء دولت‌آباد معروف است كه خالصهء ديوان است زراعت زيادى داشت ده بزرگ آباد خوبى است يكدو مزرعهء خرابه ديگر هم آنطرف دولت‌آباد بود طرف دست چپ كوههاى بلند است و قريهء راونج توى درّه طرف دست چپ افتاده كه اصل قريه پيدا نبود ولى تك تك بعضى اشجار از مزارع را ونج نمايان بود نراق هم